close
مجتمع فنی تهران
بررسی مفهوم حقوقی تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی
loading...

www.marjaehoghoogh.ir سایت مرجع حقوق بزرگترین و جامعترین پایگاه تخصصی دانلود مقاله, پایاننامه و کار تحقیقی حقوقی بصورت word و pdf

بررسی تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی, اشنایی با تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی  تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی   تروریسم…

دریافت شارژ انواع سیمکارتهای ایرانسل-همراه اول-رایتل و تالیا فقط با یک کلیک
جهت دریافت شارژ هدیه سیمکارتهای ایرانسل-همراه اول-رایتل و تالیا لطفا، اینجا را کلیک نمایید یا به سایت www.shargekon.ir مراجعه نمایید. با تشکر
نیما نشیبا بازدید : 36 جمعه 08 / 11 / 1395 نظرات ()

بررسی تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی, اشنایی با تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی

 

تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی

 

تروریسم به منزله جنایت بین‌المللی دکتر سید باقر میر عباسی و محمد رضا مقدسی فر چکیده: تروریسم پدیده ساده و جدیدی نیست بلکه یکی از پیچیده ترین موضوعاتی است که بشر در طول تاریخ خود شاهد بوده و حیات بی گناهان بی شماری را سلب یا تهدید نموده باالتبع مبارزه بااین پدیده ی پیچیده ی بین المللی نیز به آسانی مقدور نخواهد بود و این امر نیاز به عزم جدی جامعه ی بین المللی دارد که آن نیز از طریق همکاری بین المللی میسر است . همکاری های بین المللی نیز نیاز به ابزارهای خاصی دارند که عبارتند از کنوانسیون های بین المللی و همکاری در قالب سازمان های بین المللی « در کنار اقدامات فردی دولت ها . با اوج گیری تروریسم، اقدامات جامعه بین المللی نیز برای مقابله با آن گسترش یافته است. تصویب بیش از 12 کنوانسیون جهانی و 7 کنوانسیون منطقه ای از این دست می باشد. با توجه به موارد فوق الذکر و گسترش فزاینده اقدامات تروریستی در سالهای اخیر، بالاخص وقوع اقدام تروریستی11 سپتامبر 2001 به نظر می رسد، بایستی این پدیده اجتماعی، سیاسی و نظامی را که امروزه روند فراینده ای گرفته است هر چه بیشتر تحت نظم و قاعده در آورده و در قبال آن واکنش نشان داد. تاریخ بیانگر آن است که جنایت بین المللی در هر برهه ای از زمان، مفهوم، گسترد و ابعاد خاصی داشته و در حال تحول بوده است. البته آن چیزی که مهم است نفس وجود این مفهوم، صرفنظر از گستره آن در گذر تاریخ می باشد، مفهومی که حاکی از نقض ارزشهای مهم اجتماعی از یک سو و واکنش شدید جامعه از سوی دیگر بوده است. مقاله حاضر به بررسی تروریسم ،گونه های تروریسم، جایگاه تروریسم در حقوق بین‌الملل موضوعه، کنوانسیون‌های بین‌المللی در باب تروریسم، مفهوم جنایت بین المللی، تاریخچه تحول جنایت بین المللی، نحوه جرم انگاری بین المللی و انواع جنایت بین المللی خواهد پرداخت. واژگان کلیدی: تروریسم، جنایت بین الملل،حقوق بین الملل کیفری ، جرم انگاری بین المللی مقدمه تروریسم بین المللی به عنوان یک پدیده اجتماعی، سیاسی، نظامی و.. می باشد که علیرغم وجود تعریفی واحد از آن، می توان آن را بطور کلی بر اساس مولفه های بارز آن تبیین نمود امروزه پدیده تروریسم به یکی از مهمترین دغدغه های امنیتی ملتها و دولتها در سراسر جهان تبدیل شده و رواج آن منحصر به منطقه یا دولتهای خاصی نیست. یکی از شاخه های مهم حقوق بین الملل که بالاخص با تاسیس محاکمی همچون دیوان بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق(ICTY) در سال1994 ، دیوان بین المللی کیفری برای رواندا (ICTR) در سال1995 و دیوان بین المللی کیفری( ICC ) در سال 1998 رشد و توسعه فزاینده ای یافته است حقوق بین الملل کیفری است. این حقوق که موضوع اصلی و اولیه آن، جنایات بین المللی است ، در تلاش است، شدیدترین واکنش ها را به برخی اقدامات که از لحاظ تاثیر منفی روی نظم عمومی بین المللی می توانند به آستانه لازم برسند جرم انگاری نموده و مرتکبین این اقدامات را مجازات نماید.بنابر این حقوق بین الملل کیفری به عنوان شاخه ای پویا از حقوق بین الملل، می تواند تامین کننده ضمانت اجرای کیفری باشد. این مقاله در پی آن است که پس از روشن نمودن مفهوم و جایگاه تروریسم در حقوق بین الملل ،تروریسم را از پرتو حقوق بین الملل کیفری مورد بررسی قرار دهد تا مشخص نماید که تروریسم به عنوان جنایت بین المللی وابسته (در قالب سایر جنایات بین المللی) یا فی نفسه می باشد درمبحث اول این مقاله سعی می شود که مفهوم و جایگاه تروریسم در حقوق بین الملل مورد بررسی قرار گیرد . همانطور که می دانیم موضوع تروریسم یکی از بحث برانگیز ترین و مفصل ترین موضوعات حقوق بین الملل می باشد که بررسی کامل آن نیاز به یک کار تحقیقی مفصل و جداگانه دارد و هدف ما در این فصل صرفاً آشنایی اجمالی و ایجاد یک زمینه ی ذهنی ازاین مفهوم برای ورود به مباحث بعدی است . برای رسیدن به این هدف مطالب فصل اول در پنج بخش ارائه گردیده است . در بخش اول به معنای لغوی ترور و تروریسم به ترتیب در فرهنگ های سیاسی و حقوقی غرب و زبان فارسی پرداخته شده است . بخش دوم به بررسی تاریخی پدیده تروریسم اختصاص دارد که تروریسم در عهد باستان ، قرون وسطی و دوران جدید را ارائه کرده است . در بخش سوم به مباحث مربوط به تعریف تروریسم پرداخته شده است که فایده تعریف تروریسم و و تعاریف مختلف ارائه شده از تروریسم بیان شده است. در بخش چهارم به گونه های مختلف تروریسم پرداخته شده است و نهایتاً در بخش پنجم جایگاه تروریسم در حقوق بین الملل موضوعه مورد بررسی قرار گرفته است که مبحث کنوانسیون های بین المللی در مورد تروریسم و اقدامات سازمان ملل متحد در مورد تروریسم مورد بحث قرار گرفته است . در نقطه تلاقی حقوق بین الملل کیفری و تروریسم بین المللی، این سوال اساسی مطرح است که آیا اقدامات تروریستی می توانند در چارچوب حقوق بین الملل کیفری مطرح شود؟و آیا حقوق بین الملل کیفری می تواند اقدامات تروریستی را جرم انگاری نموده و ضمانت اجرای کیفری برای مرتکبین این اقدامات به ارمغان آورد؟ برای پاسخگویی به این سوالات، که همان سوال اصلی کار تحقیق می باشد، بایستی مقدمتاً، با مفهوم و مبانی جنایت بین المللی آشنا باشد، چرا که بررسی نقطه تلاقی و انطباق این دو مفهوم نیازمند شناخت دقیق هر دو مفهوم می باشد،. لذا در مبحث دوم در راستای پاسخگوئی به سوال و اثبات فرضیه تحقیق، در بخش اول بطور جامع به بررسی مفهوم و مبانی جنایت و جرم انگاری بین المللی پرداخته خواهد شد و در بخش دوم به انطباق این دو مفهوم در حوزه حقوق بین الملل پرداخته می شود. فصل اول : مفهوم و جایگاه تروریسم در حقوق بین الملل بخش اول : معنای لغوی ترور و تروریسم « واژه ی ترور از ریشه ی لاتین ترس ‍} ters } به معنی ترسانیدن و وحشت است . واژه های « تروریسم » و « تروریست » به نسبت واژه هایی نو پا هستند . در پیوست تکمیلی فرهنگ لغات فرهنگستان علوم فرانسه تروریسم چنین معنا شده است : « نظام یا رژیم وحشت » با نگاهی به متون نگاشته شده به زبان فارسی در مورد ترور و تروریسم درمی یابیم که این واژه ها عیناً از زبان های اروپایی وارد زبان فارسی شده و به همان صورت مورداستعمال قرار گرفته است . بخش دوم – تروریسم در بستر تاریخ آنگونه که در انجام کارهای تحقیقی مرسوم است . قبل از ورود به بحث های دیگر به تاریخچه ی آن پرداخته می شود این مسأله به این دلیل صورت می گیرد که تمام موضوعات اجتماعی در بستر تاریخ شکل می گیرند و بررسی کامل آن ها نیاز به آگاهی از تاریخچه آن پدیده دارد . این امر در مورد موضوع تروریسم نیز صادق است ولی مشکلی که وجود دارد این است که تعریف دقیق تروریسم امروزه نیز در هاله ای ازابهام قراردارد ودر مورد آن توافق همه جانبه وجود ندارد در میان تمدن های قدیمی ، تمدن یونان یکی از باستانی ترین ودر عین حال مهمترین این مدنیت به شمار می رود . البته تمدن یونان در مقایسه با امپراتوری روم کمتر شاهد ترور با مقاصد سیاسی بوده ولی نمونه هایی از آن موجود می باشند برخلاف یونان باستان تاریخ روم شاهد قتل و کشتارهای فراوان با انگیزه های سیاسی و کسب قدرت بوده است اعمال تروریستی که در دوران امپراتوری های یونان و روم وجود داشت در قرون وسطی نیز ادامه پیدا کرد با این تفاوت که میزان آن بسیار بیشتر از سالهای پیش بود . « علت مسأله نیز بدین قرار است که هر اندازه تمدن و شهرنشینی و همراه آن تراکم جمعیت ، تضاد و برخورد منافع اقتصادی و سیاسی گروه ها و اقدام افزایش یابد ،بزهکاری واقدامات غیرقانونی وغیر سنتی که تروریسم هم از جمله ی آنهاست بیشتر می شود.» 5 تأثیر انقلاب فرانسه برخیزش ملت گرایی دراروپا ومتقابل آن اثرات کنگره ی وین را در گسترش وتوسعه ی حرکات تروریستی را نباید فراموش نمود . همچنین باید گفت که اندیشه های آنار شیستی روسیه در اواخر قرن 19 در فرانسه هواداران زیادی یافت که به عنوان مثال در سال 1893 بمب گذاری هایی در پاریس توسط « فرانکور اداکل » صورت گرفت که برای توجیه اعمال خود به فلسفه آنارشیسم اشاره می کرده 6 در قرن نوزده موج تروریسم از غرب اروپا متوجه شرق آن گردید و باعث ایجاد جنبش های فراوان تروریستی در روسیه گردید . در میان همه ی این جنبش ها ، جنبش روس نارودنایاولیا ( اراده ی مردم ) اهمیت به مراتب بیشتری داشت ، هرچند فعالیت آن تنها ازژانویه ی 1871 تا مارس 1881 ادامه پیدا کرد . 7 در فاصله ی دهه 1880 و نخستین دهه قرن بیستم ، سو قصدهای بسیاری به جان دولتمردان نامدار اروپا و آمریکا صورت گرفت . « کارفیلد و بک کیتکی» از روسای جمهور ایالات متحده از جمله قربانیان این عملیات بودند . همچنین دراین زمان منازعات کارگری درآمریکا آغازگردیدکه خشونت بارتر از اروپا بود . 8 در دهه ی 1920 و بویژه در دهه ی 1940 اخوان المسلمین ودیگر گروه های تندروی دست راستی مانند گروه مصرجوان به تروریسم سیستماتیک روی آوردند ودو تن از نخست وزیران و تعدادی دیگر از مقامات برجسته این کشور را از پای درآوردند . بخش سوم – تعریف تروریسم همانطور که می دانیم تعاریف بسیار زیادو مختلفی از تروریسم ارائه گردیده است و این بحث وقت زیادی را از محافل علمی و بین اللملی گرفته است به طوری به زعم برخی « جستجوی یک تعریف از تروریسم بین المللی بدل به نوعی سرگرمی برای دانشگاهیان و اشخاص بخشی خصوصی شده است در قانون ممانعت از تروریسم انگلیس تروریسم اینگونه تعریف شده است « استفاده از خشونت برای تحت تأثیر قرار دادن عموم یا بخش های عمومی از ترس » ... پائول پیلر (Paul Pilar ) چهار عنصر تروریسم را که درتعاریف معمول حکومتی وجود دارد بدین شرح برمی شمارد : « 1- تصمیم گیری از قبل : اینگونه اعمال باید با سبق تصمیم صورت گیرند تا تروریسم محسوب شوند ، تروریسم یک موضوع مربوط به حرکات وشورش های آنی نیست . 2- انگیزه ی سیاسی : که خشونت با انگیزه های کیفری در موارد آنی یا موارد شخصی را مستثنی می کند . 3- اهداف ، غیر مبارز هستند : تروریست ها به مردمی حمله می برند که نمی توانند در برابر خشو نت های صورت گرفته از خود دفاع نمایند . 4- مرتکبان گروه های فراملی یا مرتکبان زیر زمینی هستند »9 در موضوع تعریف تروریسم معمولاً دو نوع تعریف وجود دارد اول تعاریف رسمی و حکومتی که همانطور که گفته شد با در نظر گرفتن مسائل و مصالح خاص هر دولت یا نهاد بیان می شود ودیگری تعاریف ارائه شده از سوی نهادهای علمی و دانشگاهی است که مسائل مبتلا به دولت ها در مورد آنان صدق نمی کند البته باید توجه نمود که این نوع از تعاریف فاقد قدرت اجرایی می باشند و صرفاً در حد یک اظهار نظر علمی اعتبار دارند ولی اینگونه نظرات در واقع به نوعی درچارچوب دکترین های حقوقی قرار می گیرند که مطابق با ماده 38 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری به عنوان وسیله ی فرعی تعیین قاعده ی حقوقی محسوب میشوند. با این وصف می توان ارزش ذاتی و اعتبار رسمی و معتبر و در واقع تدوین و توسعه ی حقوق بین الملل کمک گرفت. براساس کنواسیون 1937 جامعه ی ملل تمامی اقدامات جنایی که یک دولت را هدف قرارداده باشد و هدف آن ایجاد حالت رعب و و حشت دراذهان اشخاص و یاگروهی از افراد یا عامه ی مردم باشد تروریسم تلقی می شود . با توجه به تشتت آرای حاکم بر موضوع تروریسم شاید برخی به این نتیجه برسند که توافق در این باره بسیار بعید به نظر می رسد . با این حال و علی رغم فقدان یک تعریف مشترک و قابل قبول در حقوق و روابط بین الملل به مرور زمان یک توافق آرای نسبی در مورد معنای تروریسم بروز کرده است بخش چهارم – گونه های تروریسم از آنجائیکه تروریسم موضوع بسیار گسترده ای است و بحث در مورد آن به تمام حوزه های علوم اجتماعی حتی سایر علوم مربوط است . مبحث تقسیم بندی و گونه های آن نیز به همان اندازه گسترده است . ولی تقسیم بندی مورد نظر ما و مناسب برای این بحث آن نوع از گونه بندی است که مناسب حقوق بین الملل باشد از این جهت مهمترین تقسیم بندی که می توان انجام داد ، تقسیم تروریسم به دو گونه ی تروریسم داخلی و تروریسم بین المللی است که در واقع اصلی ترین نوع تقسیم بندی و مناسب برای این مبحث می باشد . ودیگری تقسیم تروریسم به تروریسم دولتی و تروریسم غیر دولتی است که از مهمترین مباحث در مورد گونه شناسی تروریسم به حساب می آیند بخش پنجم – جایگاه تروریسم در حقوق بین الملل موضوعه معمولاً هرگاه در سطح جهانی دسته ای ازاعمال تروریستی روی می دهد . جامعه ی جهانی به لزوم اتخاذ تدابیر و راهکارهای عملی در موردآن پی می برد . چنانچه اولین کنوانسیون های جهانی ضد تروریستی هنگامی منعقد شدند که عملیات خرابکارانه علیه امنیت هوایی و هواپیما ها گسترش یافته بود فلذا کشورها نیاز به برخورد جدی با این موارد را احساس کردند . در نتیجه اولین کنوانسیون های بین المللی جهانی در باب تروریسم مربوط به امنیت هوایی ، هواپیما ربایی و از این قبیل بود گذشته ازکنوانسیون های چندجانبه ی جهانی که درموردتروریسم بین المللی تهیه وتصویب شده اند، چندین موافقت نامه ی مهم منطقه ای به منظور مقابله باتروریسم بین المللی منعقد و لازم الاجرا شده است که همگی بر اصل استرداد یا محاکمه مبتنی است . مجمع عمومی سازمان ملل متحد تاکنون با تصویب بیش از 13 کنوانسیون بین المللی و 38 قطعنامه تلاش فراوانی برای تعریف و مبارزه با تروریسم از خود نشان داده است یکی از آخرین اقدامات مجمع عمومی تأسیس کمیته ی موقتی به منظور تعریف تروریسم است و این کمیته در آخرین اقدام خود پس از تدوین کنوانسیون های سرکوب بمب گذاری هسته ای و سرکوب اعمال تروریستی هسته ای در سال 1997 و 2005 از طریق کمیته ی ششم مجمع عمومی به این مجمع تقدیم نمود و در آن تعریفی جامع را از تروریسم ارائه نموده است . قطعنامه ، توصیه نامه ها و به طور کلی اقدامات شورای امنیت سازمان ملل متحد با توجه به جایگاه والای این نهاد در تشکیلات سازمان ملل متحد و وظیفه ی این نهاد در حفظ صلح وامنیت بین المللی وتأثیری که پدیده تروریسم بین المللی بر صلح و امنیت بین المللی دارد ازاهمیت بسیاری برخوردار است و شورای امنیت در زمان ها و موقعیت های مختلف اقدام به صدور قطعنامه های متعدد در زمینه ی تروریسم نموده است . فصل دوم: تروریسم در پرتو حقوق بین الملل کیفری در نقطه تلاقی حقوق بین الملل کیفری و تروریسم بین المللی، این سوال اساسی مطرح است که آیا اقدامات تروریستی می توانند در چارچوب حقوق بین الملل کیفری مطرح شود؟و آیا حقوق بین الملل کیفری می تواند اقدامات تروریستی را جرم انگاری نموده و ضمانت اجرای کیفری برای مرتکبین این اقدامات به ارمغان آورد؟ بخش اول: اصول و مبانی جنایت بین المللی جنابت بین المللی، به عنوان واقعیتی برخاسته از زندگی اجتماعی، در بستر تاریخ شکل گرفته و افزایش یافته است. در هر برهه ای از تاریخ اقداماتی بوده اند که از سوی آن اجتماع، نقض فاحش قواعد زندگی اجتماعی محسوب شده و مستحق شدیدترین مجازات ها بوده اند. بطوریکه وقوع جنایات در صحنه بین المللی سابقه زیادی داشته و عکس العملهای متفاوتی را بر می انگیخته است.10 به اقتضای توسعه و پیشرفت جوامع این مفهوم نیز تکامل یافته، که در نهایت به شکل امروزین آن در آمده است. تاریخ بیانگر آن است که جنایت بین المللی در هر برهه ای از زمان، مفهوم، گسترد و ابعاد خاصی داشته و در حال تحول بوده است. البته آن چیزی که مهم است نفس وجود این مفهوم، صرفنظر از گستره آن در گذر تاریخ می باشد، مفهومی که حاکی از نقض ارزشهای مهم اجتماعی از یک سو و واکنش شدید جامعه از سوی دیگر بوده است. تعریف مفهوم جنایت بین المللی مشکل است بخاطر اینکه رویه آغاز شده توسط دولتها در پایان جنگ جهانی دوم در خصوص دعوت از دولتها به منظور ارائه مفهومی دقیق از جنایت بین المللی ادامه نیافته است. علاوه بر آن معیاری که در خصوص تعیین محتوا و گستره مفهوم جنایت بین المللی موثر باشد تا به حال تعیین نشده است.11 در رویه قضایی بین المللی ، بیان کلاسیک از مفهوم جنایت بین المللی در رویه دادگاه نظامی نورنبرگ اینگونه بیان شده است: «جنایات بین المللی اعمالی هستند که نه به وسیله واحدهای انتزاعی بلکه به وسیله انسان ارتکاب می یابد و تنها با مجازات افرادی که مرتکب شده اند ممکن است مقررات حقوق بین الملل اجرا شود.»12 ، در دکترین، اسناد و رویه بین المللی، تعاریف متعدد و متفاوتی وجود دارد که مطمئناً این امر موجب ابهام در گستره و تبیین دقیق این مفهوم می شود. از این رو در فقدان تعریفی جامع و مانع از مفهوم جنایت بین المللی می توان ، از طریق تعیین گستره آن به مفهوم نسبتاً مشخصی دست یافت .با این رویکرد می توان دو نوع تعریف از مفهوم جنایت بین المللی ارائه نمود،: تعریف مضیق و تعریف موسع. در خصوص تعریف مضیق، برخی متخصصین حقوق بین الملل کیفری بر این باورند، از آنجائیکه این تعریف، یک ارتباط دقیق و نزدیک میان مفهوم جنایات بین المللی و اصول اساسی به رسمیت شناخته شده حقوق کیفری برقرار می کند مناسبترین تعریف است. در تعریف موسع از جنایت بین المللی، این مفهوم شامل همه نقضهای حقوقی خواهد شد که روی منافع عمومی جامعه بین المللی تاثیر گذار باشد. و برای حفظ این منفعت حقوق بین الملل از کانال معاهدات بین المللی یا حقوق بین المللی عرفی حمایتی مقرر دارد. در این تعریف از جنایات بین المللی، منفعت حقوقی جامعه بین المللی تعیین بوده و طیفی از معاهدات بین المللی با جرم انگاری رفتارهای ویژه در گستره مفهوم جنایات بین المللی قرار می گیرند و تبعاً دامنه و گستره جنایات بین المللی افزایش می دهند. در نهایت به نظر می رسد آنچه که امروزه در تعریف از جنایات بین المللی مورد توجه است و در دکترین و اسناد بین المللی پذیرفته شده می باشد، تعریف نسبتاً موسع از مفهوم جنایات بین المللی است، چرا که این امر متناسب با هدف و موضوع حقوق بین الملل کیفری است، که در راستای حمایت هر چه بیشتر از جامعه بین المللی در قبال اقدامات جنایتکارانه است. بالاخص که در اساسنامه پیش نویس تهیه شده از سوی انجمن حقوق بین الملل، تعریف موسع از مفهوم جنایات بین المللی را پذیرفته است. لذا در یک برداشت کلی می توان در چارچوب این تعریف موسع، جنایت بین المللی را چنین تعریف نمود. «رفتار یا مجموعه رفتارهایی که منجر به نقض ارزشهای بنیادین جامعه بین المللی شده و در اثر این نقض نظم عمومی جامعه بین المللی بر هم خورده و جامعه بین المللی از کانال حقوق بین الملل کیفری در قبال ارتکاب آنها واکنش نشان می دهد». با توجه به تعاریف ارائه شده، چه موسع و چه مضیق، بایستی میان مفهوم جنایات بین المللی از یک سو و جنحه های بین المللی از سوی دیگر قائل به تفکیک شد. جنحه بین المللی عملی غیر قانونی است که توسط یک دولت در نقض حقوق دولت دیگر صورت می گیرد و منجر به تکلیف به پرداخت غرامت توسط آن دولتی که اقدامات فرد مرتکب قابل انتساب به آن است می شود، لذا برخلاف جنایات بین المللی، ارتکاب جنحه های بین المللی فی نفسه منجر به طرح مساله مسئولیت کیفری فردی نمی شود. البته در مواردی امکان دارد اقدامی جنایت بین المللی تلقی شود، و علاوه بر ضمانت اجرای کیفری، آثار یک جنحه بین المللی،یعنی جبران خسارت، بر دولتی که اقدامات مرتکب به آن قابل انتساب است بار شود از لحاظ کلاسیک، اشخاص تنها مشمول صلاحیت«جزائی و قضائی» کشوری بودند که در سرزمین آن کشور زندگی می کردند. بنابراین، نقض های احتمالی قواعد حقوق بین الملل از سوی اشخاص، تنها از سوی مراجع صالح کشوری که آن اقدامات آنجا صورت گرفته بود، مورد رسیدگی واقع می شد. در واقع الگوی روابط بین المللی در قرن نوزدهم که بر تئوری کلاسیک شخصیت بین المللی و حاکمیت مطلق دولت ها متکی بود، بر اصل برابری دولتها در روابط بین المللی منتهی می شد.بر مبنای این رویکرد هیچ قدرتی فراتر از دولتها وجود نداشت که بتواند آنها را محدود کند. از این رو مسئولیت افراد به موجب حقوق کیفری شامل نقض قواعد حقوق بین الملل، تنها مطابق با حقوق داخلی قابل تصور بود13. اما به تدریج جامعه بین المللی و حقوق بین الملل دچار تحول شد. چرا که این روند قبلی مبارزه با نقض های قواعد بین الملل جوابگوی اهمیت فزاینده هنجارهای اساسی حقوق بین الملل نبود.در راستای توسعه و طرح مفهوم جنایات بین المللی، جنایاتی که بر منافع کل جامعه بین المللی تاثیر می گذاشت نوع رویکرد در برخورد با این نقض ها متفاوت شد. اولین موردی که مشمول مفهوم جنایت بین المللی شده و بر طبق قواعد حقوق بین الملل عرفی جرم انگاری شد، عمل دزدی دریائی بود. به عبارت دیگر به نظر می رسد ارتکاب دزدی دریائی نقطه آغاز جنایات بین المللی است.14 دزدان دریائی در آن زمان به عنوان «دشمنان بشریت»15 تلقی شده و هر کشوری حق داشت آنها را صرف نظر از مسئله تابعیت آنها و محل ارتکاب دزدی دریائی محاکمه و مجازات کند. دومین موردی که در گستره مفهوم جنایات بین المللی مطرح شد، جنایات جنگی بود. این گروه از جنایات بین المللی به تدریج از نیمه اول قرن نوزدهم مطرح شدند. دو عامل اصلی زیر زمینه ظهور طبقه جنایات جنگی را فراهم ساخت: تدوین قواعد عرفی جنگ در سطح فردی و در سطح دولتی. در سطح فردی کد مشهور لیبر در سال 1843در جریان جنگهای داخلی آمریکا(جنگ انفصال) توسط فرانسیس لیبر، استاد تاریخ دانشگاه کلمبیای آمریکا تهیه شد16. در سطح دولتی تدوین از سوی کنوانسیون های صلح لاهه 1899 و 1907 صورت گرفت.. نتیجه این اقدامات تعریف و تبیین مفهوم جنایات جنگی بود. به موجب این اسناد، جنایات جنگی، جنایاتی هستند که ارتکاب آنها نقض حقوق بشردوستانه ناظر بر درگیریهای مسلحانه را در پی دارد. 17 مهمترین توسعه و نقطه عطف در حقوق بین الملل کیفری و گستره مفهومی جنایات بین المللی در اواخرجنگ جهانی دوم شکل گرفت. بدنبال فجایع ارتکابی نازیها در اروپا و ژاپنی ها در شرق دور، دولتهای متفق و پیروز در جنگ محاکم نظامی نورنبرگ و توکیو را تاسیس نمودند. در دادگاه نورنبرگ 24 تن از سران جنایتکار نازی مورد محاکمه قرار گرفتند. این در حالی بود که تعقیب دیگر جنایتکاران جنگی نازی که اعمال ارتکابی آنها از اهمیت کمتری برخوردار بود به دولت هائی واگذار شد که این جنایات در قلمرو آنها رخ داده بود.18 دادگاه نظامی توکیو، بر خلاف دادگاه نورنبرگ که از طریق توافق میان متفقین ایجاد شده بود، تنها توسط فرمانده نظامی ایالات متحده (مک آرتور) در ژاپن برپا شد. در این دادگاه نیز تنها به محاکمه 25 تن از جنایتکاران ژاپنی از جمله نخست وزیر سابق ژاپن، هیوکی توجوا پرداخته شده و محاکمه بقیه جنایتکاران به دادگاههای نظامی کشورهای مختلف واگذار شد. در بحث بررسی مفهوم جنایت بین المللی و در تعریف موسع، مشخص شد که، جنایت بین المللی اقدامی است که ناقض ارزشها و هنجارهای بنیادین بین المللی بوده و در اثر این نقض ها، نظم عمومی جامعه بین المللی بر هم می خورد. در واقع با تحقق دو شرط بالاست که حقوق بین الملل کیفری، عملی را جنایت بین المللی تلقی کرده و در قبال آن واکنش نشان می دهد ارزش های بنیادین جامعه بین المللی ارزشهایی هستند که ساختار جامعه بین المللی حول محور آن شکل گرفته و تکامل یافته است. بایستی عنوان نمود که بطور مطلق نقض هر قاعده آمره ای نتیجتاً منتهی به جنایت تلقی شدن عمل نمی شود و حتی ممکن است گاهاً قاعده آمره ای نقض شود، ولی آن عمل شرایط و آستانه لازم را برای جنایت تلقی شدن نداشته باشد. مثلاً نقض قاعده آمره توسل به زور غیر قانونی در حمایت از حقوق بشر یا همان مداخله بشر دوستانه، علیرغم اینکه ناقض قاعده آمره عدم توسل به زور است ولی جنایت بین المللی قلمداد نمی شود. لذا به نظر می رسد دایره جنایات بین المللی محدودتر از دایره قواعد آمره بین المللی باشد. بدین معنی که لزوماً نقض هر قاعده آمره ای یک جنایت بین المللی نیست. در کامنتری ماده19 طرح پیش نویس، کمیسیون حقوق بین الملل بصراحت عنوان نمود که «این استنتاج که هرگونه نقض قواعد آمره بین المللی منجر به جنایات بین المللی شده و یا اینکه تنها نقض قواعد آمره بین المللی ممکن است منجر به جنایات بین المللی شود، اشتباه است».19 در دکترین حقوق بین الملل، مفهوم«نظم عمومی بین المللی» یا «نظم عمومی جامعه بین المللی» برای تجلی آن اصول و قواعدی از حقوق بین الملل که ممکن است برای سیستم حقوقی بین المللی، به عنوان مبنای اساسی قلمداد شود، بکار برده می شود. در چارچوب مفهوم جنایات بین المللی طبقه و انواع مختلفی از جنایات بین المللی وجود دارد که هر کدام از منظر مختلفی این نوع طبقه بندی را صورت داده اند.از این رو به ترتیب به برخی از طبقه بندیهای متداول در این خصوص می پردازیم. 1- طبقه بندی از حیث نحوه اعمال مجازات جزء اول : جنایات قابل مجازاتی که از لحاظ بین المللی به موجب حقوق کیفری داخلی تجویز شده است. جزء دوم: جنایات قابل مجازات که از لحاظ بین المللی بر اساس حقوق کیفری داخلی تفویض شده است. جزء سوم: جنایات قابل مجازات بر اساس حقوق بین الملل 2- طبقه بندی از حیث نوع مسئولیت کیفری(مستقیم یا غیر مستقیم). جزء اول: جنایات بر طبق حقوق بین الملل جزء دوم: جنایات معاهده ای 3- طبقه بندی از حیث شدت تاثیر بر ارزشهای بنیادین جامعه بین المللی جزء اول : جنایات عمده (core) جزء دوم : سایر جنایات( (other crimes بخش دوم : جرم انگاری اقدامات تروریستی در حقوق بین الملل کیفری تروریسم می‌تواند بسته به شرایط ارتکاب آن، اَشکال متفاوتی به خود بگیرد. این بدین معنی است که اقدامات تروریستی می‌تواند در قالب‌های متعددی از جنایات بین‌المللی بررسی و تبیین شود. اقدامات تروریستی زمانی می‌تواند در چارچوب یک جنایت بین‌المللی مطرح شود که ویژگی‌های خاص آن جنایات را به همراه داشته باشد20. اما مواردی نیز وجود دارد که در آن اقدامات تروریستی فی نفسه و فارغ از قالبهای از پیش تعیین شده می تواند فی حد ذاته یک جنایت بین المللی قلمداد شود. در چنین مواردی اقدامات تروریستی به دلیل اینکه خود مستقیماً ناقض قواعد آمره بوده و نظم عمومی بین المللی را برهم می زند، مستحق جرم انگاری می باشد؛ بدون اینکه لازم باشد مولفه های سایر جنایات بین المللی را به همراه داشته باشد لذا تفاوتهائی میان این دو نوع جرم انگاری وجود دارد. برای مثال در اقدامات تروریستی در قالب جنایت علیه بشریت ، ژنوساید و جنایات جنگی، اقدامات تروریستی بر علیه نظامیان و یا اسراء صورت می‌گیرد. و بدلیل حمایت از غیر نظامیان و اسراء آن اقدامات تروریستی جنایت بین المللی قلمداد می شود. اما در جرم انگاری مستقیم و در قالب یک جنایت مستقل، هدف خیلی مهم نیست، بلکه صرف ارتکاب آن اقدامات مهم است. لذا اگر حتی هدف نیز غیر از نظامیان و حتی اسراء باشد باز اقدامات، اقدامات تروریستی است.21 تروریسم می تواند در قالب اشکال مختلفی در حقوق بین الملل کیفری بررسی شود. با توجه به اینکه امروزه حقوق بین الملل کیفری به ادعای شریف باسیونی 25 عمل را جنایت بین المللی شناخته است22، اقدامات تروریستی می تواند در قالب هریک از این جنایات بین المللی مطرح و مورد بررسی قرار گیرد. لذا اگر اقدامات تروریستی واجد مولفه ها و عناصر لازم برای شکل گیری این جنایات بین المللی باشند در آن صورت اقدامات تروریستی در آن قالب قابل بررسی خواهد بود. اقدامات تروریستی هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ قابل ارتکاب هستند. آن بخش از اقدامات تروریستی که در چارچوب مخاصمه مسلحانه رخ نمی دهد، مشمول حقوق جنگ نبوده و تابع حقوق صلح می باشد. لذا تروریسم در زمان صلح مشمول قواعد حقوق مخاصمات مسلحانه نیست23. مخاصمه مسلحانه بین المللی، مخاصمه ای است میان حداقل دو دولت. این نوع مخاصمات عمدتاً مشمول کنوانسیونهای چهارگانه ژنو1949 و پروتکل الحاقی اول1977 هستند. این اسناد به عنوان هسته ای اصلی قواعد حاکم بر مخاصمات مسلحانه بین المللی، در بخشی به تنظیم رفتار جنگی طرفین پرداخته و در بخشی دیگر حمایتهائی از انسانها (اعم از نظامی یا غیر نظامی ) در قبال اقدامات رخ داده در خلال جنگ و آثار زیانبار آن فراهم می سازد. مخاصمات مسلحانه غیر بین المللی، مخاصماتی است که بین یک دولت با گروههای مسلح سازمان یافته، یا میان گروههای مسلح سازمان یافته، در قلمرو آن دولت رخ می دهد. در واقع در این گونه مخاصمات، که از آنها تحت عنوان جنگهای داخلی نیز نام می برند، حداقل یک طرف ، دولت نیست . این نوع مخاصمات عمدتاً مشمول مفاد ماده 3 مشترک کنوانسونهای چهار گانه ژنو 1949پروتکل الحاقی دوم1977 می باشد.24 «جنایت علیه بشریت جنایتی است علیه رفتار انسانی که اصول کلی حقوقی مشخصی را زیر پا نهاده و به کانون توجه و نگرانی جامعه بین المللی تبدیل شده است .آثار و عواقب این جنایت از مرزهای بین المللی فراتر رفته و وخامت وحشی گریهای ناشی از آن محدوده های قابل تحمل تمدن امروزین را در می نوردد».25 مفهوم جنایت علیه بشریت در بستر حقوق بین‌الملل عرفی شکل گرفته و برای اولین بار در اساسنامه محکمه نظامی نورنبرگ گنجانده شده است . به موجب ماده 6 منشور نورنبرگ جنایت علیه بشریت شامل موارد زیر می شود: :«... قتل عمدی ، نابود سازی ، به بردگی گرفتن، بیرون راندن، و ارتکاب سایر اعمال غیر انسانی علیه هر جمعیت غیر نظامی، اعم از اینکه پیش از جنگ یا در خلال جنگ ارتکاب یافته باشد ؛ یا زجر و آزار به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی در مقام اجرا یا در ارتباط با ارتکاب هر یک از جنایات مشمول صلاحیت دادگاه، صرفنظر از اینکه اعمال مذکور، ناقض حقوق داخلی کشور محل ارتکا ب بوده است یا نه.» اگر اقدامات تروریستی تحت عنوان جنایت علیه بشریت لیست شوند. در آنصورت مفهوم جنایات بر علیه بشریت گسترده تر خواهد شد. اما در عمل یک سری سوالاتی مطرح خواهد شد که نیاز به پاسخهای دقیق دارد. در صورتی که یک اقدام تروریستی توسط گروه سازمان یافته نظامی صورت گیرد و علاوه بر احراز شرایط وقوع جنایت علیه بشریت مولفه های لازم برای شکل گیری سایر جنایات بین المللی را نیز داشته باشد. در آن صورت در چارچوب کدام جنایت بین المللی می توان اقدامات تروریستی را مورد رسیدگی قرار داد؟ به هر صورت در کل می توان گفت اقدامات تروریستی شدیدی که متضمن شاخصها و مولفه های لازم برای شکل گیری جنایت عیله بشریت باشند، مثل اقدامات تروریستی 11 سپتامبر، تحت عنوان جنایت علیه بشریت بررسی می شوند. لازم به ذکر است که در خصوص این مسئله که آیا اقدامات تروریستی جنایت علیه بشریت قلمداد می شوند یا نه، کارهای مقدماتی تهیه اساسنامه دیوان بین الملل کیفری نیز می توان رهیافتهائی ارائه دهد. «در زمان تهیه اساسنامه دیوان بین المللی کیفری دولتهایی مثل الجزایر ، هندوستان ، سریلانکا و ترکیه پیشنهاد کردند که تروریسم به عنوان یکی از مصادیق جنایات علیه بشریت در صلاحیت دیوان بین المللی کیفری قرار گیرد، ولی بسیاری از دولتها بالاخص آمریکا به چهار دلیل با این ایده مخالفت ورزیدند: 1)این جنایت به طور مطلوبی تعریف نشده است. 2)درج اقدامات تروریستی در گستره جنایت علیه بشریت کارکرد این نهاد را سیاسی می کند. 3)برخی از اقدامات تروریستی در آن حدی نیستند که مستلزم صدور قرار تعقیب از سوی یک محکمه کیفری بین المللی شوند. 4) تعقیب و مجازات چنین جنایاتی توسط محاکم داخلی خیلی کارآمدتر از محاکم بین المللی است. نسل کشی بر طبق حقوق بین الملل، جنایتی است که مستلزم انکار حق موجودیت کل گروههای بشری است. جنایتی که وجدان جامعه بشری را جریحه دار ساخته و در عین حال که خسارت فراوانی به بشریت وارد می کند مغایر با قواعد اخلاقی و روح و اهداف حاکم بر ملل متحد است. نسل کشی ناگوارترین شکل جنایت علیه بشریت بوده که هم اکنون ممنوعیت ارتکاب آن به بخشی از قواعد حقوق بین الملل عرفی تبدیل شده و جزء قواعد آمره می باشد.26 به هر صورت بسته به شرایط، برخی از اقدامات تروریستی اقداماتی هستند که می‌توانند در چارچوب تعریف ژنوساید قرار گیرند. به عنوان مثال، حمله به خانه‌های فلسطینیان و به اردوگاههای صبرا و شتیلا همگی می‌توانند نمونه‌های از ژنوساید تلقی شوند. همچنین می توان اقدامات تروریستی دولت چین علیه تبتی ها ، اُیغورها و گروههای مذهبی خاص را در چارچوب ژنوساید بررسی نمود27. محکومیت چنین اقداماتی به هر صورت بسته به این خواهد بود که آیا، قصد نابودی گروههای خاص به طور کلی یا جزئی به اندازه‌ای است که بتواند وجود عنصر ژنوسایدی را ثابت کند یا نه.28 این موضوع در بردارنده این مفهوم است که تروریسم بین‌المللی فی نفسه خود یک جنایت در حقوق بین‌الملل کیفری قلمداد می‌شود یا بایستی قلمداد شود. این موضوع، مسئله ‌ای است که مباحث قابل ملاحظه‌ای را به پیش می‌کشد. به خاطر اینکه، فرصت طرح تروریسم به عنوان یک جنایت بین‌المللی مستقل در خلال صلاحیت دیوان بین المللی کیفری رد شد، یا حداقل پذیرفته نشد. در طول مذاکراتی که برای تهیه اساسنامه رم صورت گرفت ایده شمول مفهوم تروریسم در خلال صلاحیت دیوان بین المللی کیفری بخشی از مذاکراتی بود که در نهایت منجر به تهیه اساسنامه رم شد. به هر صورت، تروریسم و سایر جنایات بین‌المللی معاهده‌ای، مشمول صلاحیت دیوان قرار نگرفتند. و نهایتاً در انتهای مذاکرات کنفرانس رم با اظهار تأسف عنوان شد که نیل به یک توافق همگانی در خصوص موضوع ممکن نیست و موضوع می تواند در کنفرانس بازنگری در سال 2009 مورد بررسی قرار گیرد. این موضوعات در بحث ما که آیا تروریسم فی نفسه یک جنایت بین‌المللی است یا بایستی یک جنایت بین‌المللی مستقل باشد واجد اهمیت است. صرف این واقعیت که تروریسم فی نفسه یک جنایت مشمول صلاحیت دیوان بین المللی کیفری نیست؛ بدین معنی نیست که آن واجد شرایط جنایت تلقی شدن نباشد. لذا ما نیاز به بررسی این مسئله داریم که آیا، تروریسم شامل رفتاری می‌شود که: 1) به عنوان یک جنایت مورد شناسایی جهانی واقع شده باشد. 2) رفتار بایستی به رسمیت شناخته شده باشد یا مورد توافق باشد که: الف) جنایت موضوع نقض شدید و گسترده باشد. ب) یک جرم مرتبط با موضوعات بین‌المللی باشد. ج) بایستی یک موافقتنامه‌ای وجود داشته باشد که بنا به برخی دلایل، موضوع به صلاحیت انحصاری دولتی واگذار شده باشد، که در شرایط عادی از چنین صلاحیتی برخوردار است ( موافقتنامه‌ای برای اعمال و اجرای اصل صلاحیت جهانی).29 در بررسی این مسئله ما نیاز به یادآوری این مسئله داریم که در طول تاریخ تلاش جامعه بین‌المللی برای تعریف تروریسم در راستای جرم انگاری آن نبوده است ؛ بلکه بیشتر روی تبیین این مفهوم در چارچوب معاهدات دو جانبه تمرکز داشته است.30 البته «بسیاری از این کنوانسیونها و پروتکلها کشورها را ملزم می‌کنند به: الف) اعمال مطروحه را جرم انگاری کرده و آن اعمال را از طریق مجازاتهای کیفری مناسب قابل مجازات بدانند. ب) صلاحیت را روی جرایم ارتکاب یافته در چارچوب‌های خاص ایجاد کنند و اجازه اعمال صلاحیت روی جرایم ارتکاب یافته در سایر چارچوب‌ها را به کشورها بدهند. ج) متهمین مورد ادعا را توقیف نموده و تحقیقات مقدماتی علمی را اجرا کنند. د) از طریق دبیرکل سازمان ملل یا مستقیماً، به سایر کشورهایی که احتمالاً از اقدامات اتخاذی ذینفع هستند اطلاع دهند. و) اگر کشور نمی‌خواهد متهم را استرداد کند پرونده را برای پیگیری ارائه کند. ه) جرم را به منظور اعمال هر گونه استرداد در راستای معاهده استرداد میان طرفین، جرم قابل استرداد تلقی کنند. و) در ارتباط با پیگیریهای کیفری در ارتباط با جرایم مطروحه باهم همکاری کنند».31 کنوسیونهای مزبور عموماً مقرر می‌دارند که: « این کنوانسیونها نبایستی در مواردی اعمال شود که جرم در خلال صلاحیت یک دولت واحد رخ می‌دهد، متهم تبعه‌ی آن دولت بوده و در قلمرو آن کشور حضور دارد و هیچ کشوری بر اساس این کنوانسیون مبنایی برای اعمال صلاحیت اولیه روی آن جرم ندارد.» بر اساس این بررسی ها، پذیرش این ادعا که این کنوانسیونها، همراه با قطعنامه‌ی مجمع عمومی، همچنین قطعنامه‌های شورای امنیت بالاخص 1368و 1373 32حاکی از وجود توافقی مبنی برجنایت بودن اقدامات تروریستی است، غیر ممکن است. و اینکه برخی از اقدامات تروریستی، اقداماتی هستند که نگرانی جدی و نقض‌های شدید، را موجب می‌شوند و اینکه تروریسم بین‌‌المللی موضوعی نیست که بتواند تحت صلاحیت انحصاری دولتی باشد که در شرایط عادی چنین صلاحیتی را دارد( اصل استرداد یا محاکمه). به هر صورت چیزی که امروزه عیان است این است که فعلاً موافقتنامه‌ای بین‌المللی وجود ندارد که حاکی از این باشد که تروریسم بین‌الملل فی نفسه، مشمول حقوق بین‌الملل کیفری است. و آنچه در این ارتباط بیشتر مطرح می‌شود بحث‌های نظری( دکترینال ) می‌باشد. خارج از چارچوب جنایات بین‌المللی شناخته شده همچون (جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی) امکان دارد خود تروریسم به عنوان یک جنایت بین‌المللی مستقل تعریف شود. البته برخی از اقدامات تروریستی از آستانه پایینی برخوردارند؛ و ممکن است به آستانه لازم برای اعمال قواعد حقوق بین الملل و جرم انگاری بین‌المللی نرسند این گونه اقدامات مشمول قوانین کیفری دولت محل محسوب می‌گردند. 33 در خوشبینانه‌ترین حالت دولت‌هایی‌ که با این کشورها قرارداد همکاری دارند می‌توانند از طریق استرداد به مجازات و پیگرد این گونه افراد کمک کنند. اگر چه تا به حال هیچ گونه قاعده قراردادی مبنی بر جنایت بودن کلیه اقدامات تروریستی در دست نیست؛ ولی قطعنامه‌های مکرّر مجمع عمومی، افکار عمومی، تصویب قوانین ضد تروریستی در داخل کشورها و مهمتر از همه افزایش تعداد کنوانسیونهای ضد تروریستی همگی حاکی از شکل‌گیری یک قاعده عرفی در خصوص جنایت بودن اقدامات تروریستی می‌باشند. پروفسور کاسسه چنین استدلالی می‌کند که ترکیبی از کنوانسیونهای ضد تروریستی با اضافه قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد‌ حاکی از این هستند که تروریسم بین المللی به موجب قواعد حقوق بین المللی عرفی فی نفسه یک جنایت بین المللی می‌باشد در کل به نظر می رسد امروزه می توان ادعا نمود که برخی از موارد تروریسم همچون تروریسم دولتی جنایت بین المللی است و هم اکنون به موجب حقوق بین الملل عرفی به عنوان نوع مجزائی از این گونه جرائم در نظر گرفته و ممنوع شده است.34 «مکتب فکری دوم حاکی از این است که کاسسه در خصوص اصل موضوع و واقع گرائی، دچار اشتباه شده است. چرا که: اولاَ: این مساله شدیداً مورد بحث است که آیا طرز تفکر او که تروریسم را در چارچوب حقوق بین المللی عرفی یک جنایت بین المللی می‌داند درست است یا نه. توافق کلی که کاسسه از آن صحبت می‌کند در حال حاضر وجود ندارد. ثانیاً: و در راستای استدلال قبلی، چنین استدلال می‌شود که در وضعیت فعلی، هر گونه تلاش برای تعقیب و محاکمه بر مبنای استدلال کاسسه، نقض صریح مفاهیم قانونی بودن و شخصی بودن می‌باشد که اصل nullum crimen sine lege (هیچ گونه مجازاتی بدون تجویز قانون وجود ندارد) لازم می‌شمارد. ثالثاً: به هر صورت، هیچ کس با این استدلال کاسسه موافق نیست که تلاش دارد تا قلمرو هرگونه جرائم را در حقوق بین المللی کیفری به اوضاع و احوالی که در آن یک رضایت دولتی یا تساهل دولتی وجود دارد محدود کند. صرفنظر از این واقعیت که این یک عاملی است که به نظر می رسد تا اندازه‌ای با ماهیت غیر دولت محور معاصر، سازگاری ندارد. آن همچنین از پذیرش صدمات بین المللی قابل پذیرش که ممکن است از سوی بازیگرانی که مورد حمایت دولت نیستند خودداری می ورزد. به هر صورت هر مدلی که انتخاب شود( یک کنوانسیون جامع چند جانبه یا یک موافقتنامه برای به رسمیت شناختن تروریسم به عنوان یک جرم مستقل در حقوق بین‌الملل کیفری) بایستی روی یک تعریف واحد از تروریسم توافق نمود. در حال حاضر، در راستای تلاش برای نیل به یک کنوانسیون جامع در مبارزه باتروریسم در چارچوب سازمان ملل متحد ما با فقدان موافقتنامه‌ای در این خصوص مواجه هستیم. لذا شاید موضوع تعریف احتمالاً در کنفرانس بازنگری 2009 دیوان بین المللی کیفری مطرح شود. واقعیت این است که علیرغم اینکه در ابتدا ایجاد یک محکمه کیفری بین‌المللی، در راستای تلاش برای مبارزه با تروریسم بین‌المللی بود ولی امروزه دیوان بین‌المللی کیفری هیچگونه صلاحیت موضوعی مستقیم روی جنایت تروریسم ندارد. در سال 1973، کنوانسیون بین‌المللی بر علیه تروریسم، واجد سند ضمیمه ای در ارتباط با تأسیس یک محکمه کیفری بین‌المللی بود. اما این دو سند هیچ وقت لازم‌الاجرا نشدند. به هر صورت اقدامات تروریستی معاصر، مثل حادثه « لاکربی» ایجاد یک محکمه کیفری بین‌المللی را تقویت نمود. امروزه دیوان بین‌المللی کیفری بر طبق اساسنامه منعقده خود در سال 1998 روی تروریسم صلاحیت ذاتی ( Perse) ندارد. اما بسیاری از محققین تائید می‌کنند که برخی از اقدامات تروریستی می‌توانند در چارچوب جنایت علیه بشریت مورد محاکمه و مجازات واقع شوند35. بحث و نتیجه گیری در این پایان نامه پس از بررسی مسئله از دیدگاه حقوق بین الملل و تحلیل نظرات موافقان و مخالفان ، اینگونه نتیجه گیری شده است که فعلاً موافقتنامه‌ای بین‌المللی وجود ندارد که حاکی از این باشد که تروریسم بین‌الملل فی نفسه، مشمول حقوق بین‌الملل کیفری است. و آنچه در این ارتباط بیشتر مطرح می‌شود بحث‌های نظری( دکترینال ) می‌باشد. خارج از چارچوب جنایات بین‌المللی شناخته شده همچون (جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی) امکان دارد خود تروریسم به عنوان یک جنایت بین‌المللی مستقل تعریف شود. البته برخی از اقدامات تروریستی از آستانه پایینی برخوردارند؛ و ممکن است به آستانه لازم برای اعمال قواعد حقوق بین الملل کیفری و جرم انگاری بین‌المللی نرسند این گونه اقدامات مشمول قوانین کیفری دولت محل محسوب می‌گردند. 33 در خوشبینانه‌ترین حالت دولت‌هایی‌ که با این کشورها قرارداد همکاری دارند می‌توانند از طریق استرداد به مجازات و پیگرد این گونه افراد کمک کنند. اگر چه تا به حال هیچ گونه قاعده قراردادی مبنی بر جنایت بودن کلیه اقدامات تروریستی در دست نیست؛ ولی قطعنامه‌های مکرّر مجمع عمومی، افکار عمومی، تصویب قوانین ضد تروریستی در داخل کشورها و مهمتر از همه افزایش تعداد کنوانسیونهای ضد تروریستی همگی حاکی از شکل‌گیری یک قاعده عرفی در خصوص جنایت بودن اقدامات تروریستی می‌باشند. در نهایت می توان عنوان داشت که حملات بر علیه ایالات متحده در یازده سپتامبر 2001، به طور بی‌سابقه‌ای توجه جامعه جهانی را به مسأله تروریسم برانگیخت. در قطعنامه‌ای که متعاقب این حمله در 28 سپتامبر 2001 صادر شد، شورای امنیت بیان نمود که اقدامات ارتکاب یافته در یازده سپتامبر 2001، مثل هر گونه اقدام تروریستی دیگر، تهدید بر علیه صلح و امنیت بین‌المللی قلمداد می‌شود.36 این اقدامات تروریستی روشن ساخته که جامعه بین‌المللی نیاز دارد تا بر علیه تروریسم در یک سطح بین‌المللی همکاری کرده و مساعدت نمایند. چرا که تروریسم دیگر یک مسئله داخلی نیست. ما در آینده قادر نخواهیم بود؛ در مبارزه با تروریسم صرفاً به پیگیری قوانین داخلی اتکاء کنیم. لازمه آن این است که ما مفاهیم بین‌المللی را تعریف کنیم و همچنین در یک سطح بین‌المللی جنایات تروریستی را مانع شویم. امروزه می توان ادعا نمود که برخی از موارد تروریسم همچون تروریسم دولتی جنایت بین المللی است و هم اکنون به موجب حقوق بین الملل عرفی به عنوان نوع مجزائی از این گونه جرائم در نظر گرفته و ممنوع شده است. شایان ذکر می باشد پیش نویس اولیه اساسنامه دیوان بین المللی کیفری، صلاحیت روی اشکال مختلف تروریسم را شامل می‌شد. پس از بحث های موافقان و مخالفان در نهایت مذاکره کنندگان چنین توافق نمودند که صلاحیت دیوان تنها محدود به آن دسته جنایاتی شود که به موجب حقوق بین‌الملل عرفی به رسمیت شناخته شده‌اند. لذا کلیه جنایات معاهده‌ای کنار گذاشته شد و در قطعنامه منظم به اساسنامه رم شرکت کنندگان در کنفرانس رم پذیرفتند که« اقدامات تروریستی صرف نظر از اینکه توسط چه کسی و کجا ارتکاب یافته است و صرف نظر از اشکال و انگیزه‌های آن، جنایات جدی بر علیه جامعه بین‌المللی هستند و تأکید شد که اساسنامه می‌تواند در ارتباط با تروریسم در کنفرانس ب

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
جهت دریافت کارت شارژ هدیه ایرانسل-همراه اول-رایتل و تالیا اینجا را کلیک نمایید یا به سایت www.shargekon.ir مراجعه نماییدبا سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی, ضمن عرض خوشآمد خدمت شما کاربر محترم از شما تقاضا میگردد تا جهت استفاده از مطالب سایت ابتدا از طریق فرم عضویت در سایت ثبت نام نمایید و سپس پس از ورود به بخش حساب کاربری خود اقدام به مشاهده مطالب مورد نظر خود در این سایت نمایید. ضمنا، با توجه به حجم بالا و تعداد بسیار زیاد مقالات موجود در سایت شما میتوانید با وارد نمودن کلمات کلیدی و یا عنوان موضوع تحقیق خود در قسمت serch و یا جستجوی سایت تمامی مقالات مرتبط با موضوع دلخواه خود را بیابید. همچنین در صورتی که به هر دلیل موفق به یافتن مقالات مرتبط با موضوع درخواستی خود نشدید و یا قصد دریافت متن کامل یکی از مقالات موجود در سایت ما را بصورت فایل word داشتید, شما میتوانید با ارسال موضوع و یا کلمات کلیدی تحقیق خود از طریق ایمیل پشتیبانی سایت به ما درخواست نمایید تا مقالات مرتبط با موضوع شما برای شما به آدرس پست الکترونیکی شما ارسال گردد. ضمنا، خاطرنشان میگردد ما آرشیو بیش از ده هزار مقاله حقوقی را در اختیار داریم که به تدریج در حال ارسال و قرار دادن مقالات فوق الذکر بر روی سایت خود یعنی سایت www.marjaehoghoogh.ir میباشیم بنابر این ممکن است موضوعی که شما به دنبال مقالات مرتبط با آن میگردیم هنوز بر روی سایت بارگزاری نشده باشد بنابر این حتما، علاوه بر جستجو در میان مقالات قرار گرفته شده در سایت موضوع یا کلمات کلیدی مد نظر خود را از طریق ایمیل پشتیبانی برای ما ارسال نمایید تا پس از جستجوی گروه حقوقی ما در میان تمامی مقالات آرشیو شده مرتبط ترین مقالات با موضوع درخواستی شما برای شما از طریق ایمیل ارسال گردد. ایمیل پشتیبانی سایت عبارت میباشد از: marjaehoghoogh@gmail.com با تشکر مدیریت سایت مرجع حقوق
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 2999
  • کل نظرات : 63
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 382
  • آی پی امروز : 49
  • آی پی دیروز : 76
  • بازدید امروز : 419
  • باردید دیروز : 623
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 12
  • بازدید هفته : 1,567
  • بازدید ماه : 15,794
  • بازدید سال : 336,557
  • بازدید کلی : 445,836